“پراگماتیسم عروسکی”

بدون دیدگاه
یکشنبه - ۳ مهر ۱۳۹۵

"پراگماتیسم عروسکی"

 

"پراگماتیسم عروسکی""پراگماتیسم" را "اصل اصالت عمل" می دانند.

پراگماتیسم از کلمه یونانی "Pragma" به معنی "عمل" مشتق شده است.رویکردی که مبدع آنرا چالز پیرس میدانند.پراگماتیسم نشانه انشقاق کامل "نظر" از "عمل" در قلمرو تفکر مدرن است. پیرس معتقد بود که <حقیقت یعنی آنچه در عمل سودمند باشد.> اما به عقیده برخی از نظریه پردازان روشن است که آنچه "اصل اصالت عمل " عنوان میکند به لحاظ فلسفی درست نبوده و پایه و اساس عقلانی استواری ندارد،زیرا خیلی وقت ها ممکن است یک تئوری غلط و وهم آلود ،در عمل نتایج درستی داشته باشد  و بالعکس. با اینحال پراگماتیسم توانست در اوایل قرن بیستم و در جامعه آمریکا رواج و اعتبار بسیاری پیدا کند و بتواند تئوریسین های بزرگی همچون "ویلیام جیمز" و "جان دئویی"  را مجذوب خود کند. آنها توانستند "اصل اصالت عمل سودانگارانه" را در ابعاد مختلفی همچون آموزش و پرورش و در حوزه های مختلفی چون روانشناسی،جامعه شناسی،تعلیم و تربیت بسط و نهادینه کنند، چیزی که الان در جامعه ی ما به شدت به آن نیاز داریم.

بارها شاهد جلسات و سمینارهای مختلف در ایران بوده ایم که در "نظر" عالی هستند ولی وقتی موقع "عمل" میرسد،همه ی نظرها فراموش میشود.  بیشک ما در همه ی حوزه ها نیازمند رویکردی پراگماتیسمی هستیم؛ رویکردی که بتواند "اصالت عمل" را سرلوحه کار قرار دهد.

اما پراگماتیسم در حوزه ی هنر، جور دیگری جلوه نمایی میکند. همگان بر این اصل هم اندیشه هستند که اثر هنرمند است که بیانگری میکند؛به تعبیری دیگر تا هنرمند دست به "عمل" نزند، هویتی به نام "هنرمند" خلق نمیشود. هنرمندان تئاتر عروسکی نیز جزو همین قاعده دست به آفرینش هنری میزنند.

در حوزه ی تئاتر عروسکی ،شاهد حد نهایی "پراگماتیسم" هستیم. این پراگماتیسم عروسکی بگونه ایست که همیشه تاکید بر "عمل" داشته است؛(نمونه آن نوشتن طرح بجای نمایشنامه برای شرکت در جشنواره ها.چنانچه بیشتر مواقع چه بسا از طرح های اولیه به آثاری فاخر در "عمل" (اثر اجرایی نهایی) دست پیدا کردیم.به تعبیری شفافتر همیشه تاکید بر "عمل"  مقدم بر "نظر(طرح)" بوده است. اما این رویکرد "عمل گرایانه" آسیب های جدی به تئاتر عروسکی وارد کرده است که بیشترین آسیب آن متوجه "ادبیات تئاتر عروسکی" شده است.

در این سالها تئاتر عروسکی به شدت پراگماتیسمی عمل کرده است و به  طور کلی آنچنان که باید و شاید به حوزه ی تولید متون نمایشی عروسکی نپرداخته است و در این حوزه بشدت دچار کمبود و فقدان هستیم.بخشی از این فقدان ، به فعالان و هنرمندان این حوزه برمیگردد که کمتر به سمت تولید متون عروسکی گام برداشتند و بخش دیگر  آن به فضای دانشگاه ها و تدریس نمایشنامه نویسی عروسکی برمیگیردد که انگیزه ای برای دانشجویان ایجاد نکرده است. اما ضلع سوم این فقدان نیز معطوف به جشنواره های عروسکی  میشود. جایی که جشنواره تهران مبارک،شاخص ترین و مهمترین آنهاست.جشنواره ها بویژه جشنواره عروسکی تهران مبارک بمیتوانند تبدیل به موقعیتی حیاتی برای تولید و ثبت نمایشنامه های عروسکی تبدیل شوند؛ ولی با نگاهی به دوره های مختلف این  جشنواره ها در ادوار گذشته شاهد آن هستیم که کمترین توجه به ادبیات نمایشی عروسکی شده است تا جایی که بخش نمایشنامه نویسی گاها از این جشنواره ها حذف شده است؛ غافل از اینکه میرا بودن آثار نمایشی در گذر زمان، این نکته را حیاتی جلوه میدهد تا با تاکید بر ادبیات نمایشی عروسکی، بتوانیم آثاری برای آینده گان ثبت کرده باشیم.در اینجا ذکر این نکته ضروری مینماید که بهترین شکل برای ماندگاری و ثبت آثار نمایشی کدامند؟ و اینکه در کدام بخش باید بیشترین تاکید برای ثبت و ماندگاری آثار نمایشی را اعمال کنیم؟

پرواضح است که با مطالعه ی تاریخ تئاتر شاهد آن هستیم که نظریه پردازان و کارشناسان هنر نمایش بیشتر از آنکه به سراغ رویکردهای اجرایی و عملی رفته باشند ؛ بیشتر بسمت مطالعه ادبیات نمایشی و سیر آن پرداخته اند. از جمله : آثار شکسپیر،آثار چخوف،ایبسن،بکت و .  .. .

با اینکه پراگاتیسم در دهه های ۴۰ و ۵۰ آمریکا نفوذ بسیاری یافت ،ولی مبانی تئوریک آن دهه هاست که مورد انتقادهای سخت قرار گرفته و از اعتبار افتاده است؛ولی میتوان گفت که رویکرد پراگماتیسمی برای جامعه ی معاصر ما نسخه ی شفا بخشی ست که باعث پیشرفت جامعه میشود.به همان اندازه که پراگماتیسم در بخش زیادی از ارکان جامعه ایرانی میتواند نوید پیشرفت بدهد ولی در هنر بویژه تئاتر و سینما به آفت تبدیل شده است. آفتی که خود را با این جمله ی کلیشه ای همیشگی نشان می دهد : "ما فیلمنامه  خوب کم داریم"، ما نمایشنامه خوب کم داریم." و متاسفانه با فاکتور گرفتن از  تعداد اندک نمایشنامه های عروسکی باید اینگونه بگوییم که :"ما نمایشنامه عروسکی نداریم". یعنی آنقدری که به "عمل" تاکید میورزیم به "نظر" نپرداخته ایم.

حال که در آستانه برگزاری جشنواره شانزدهم عروسکی هستیم ،برای دور شدن از "پراگماتیسم عروسکی "چند پیشنهاد را ضروری می دانم :

۱-با استناد به تشکیل کلاس های نظری در خانه عروسک ،در ایام جشنواره نیز در قالب ورک شاپ نمایشنامه نویسی این کلاس ها ادامه پیدا کند.

۲-متاسفانه بیشتر از آنکه به تشکیل کلاس ها و حضور هنرجویان تاکید میورزیم به خروجی این کلاس ها توجهی نمیشود. لذا پیشنهاد میشود که یکی از اهداف ورک شاپ های جشنواره تاکید بر خروجی باشد.

۳-تمام کارهای راه یافته به جشنواره را ملزم بدانید که تا قبل از برگزاری جشنواره،نمایشنامه های خود را بصورت کامل و بر اساس اجرای نهایی اثر به دبیرخانه تحویل دهند. دبیرخانه هم خود را موظف بداند که این آثار را ثبت و بایگانی کند.

۴-درصورت تامین مالی،تعدادی از نمایشنامه های کارهای راه یافته در یک مجموعه به چاپ برسد.(بیشک آنچه میتواند تبدیل به تاریخچه ای برای جشنواره باشد،چاپ متون راه یافته به جشنواره است؛نه آثاری که اجرا میشوند و در گذر زمان فراموش میشوند)

۵-کم توجهی به امر پژوهش در حوزه ی تئاتر عروسکی،آنهم با اینهمه کمبودی که در بخش نظری داریم در دوره های مختلف جشنواره به چشم میخورد و متاسفانه این امر جبران ناپذیر باعث دور شدن بیشتر از تولید دانش عروسکی شده است. امیدوارم در ایام جشنواره ،دبیرخانه بتواند این نقیصه را تا حدودی با برگزاری ورک شاپ یا سخنرانی در حوزه تئاتر عروسکی جبران کند

۶-کم توجهی به خروجی جشنواره های عروسکی،آسیب دیگریست که ماحصلش صرفا برگزاری جشنواره و اجرای نمایش های عروسکی ست. اگر ما بدنبال شناساندن این گونه ی نمایشی به جامعه هستیم باید بتوانیم خروجی جشنواره را در قالب یک کار پژوهشی ارائه کنیم. این کار پژوهشی میتواند به دانشگاه هایی که دارای گرایش عروسکی هستند عودت داده شود تا در دانشگاه ها درمورد آثار جشنواره و نتایج بدست آمده تحقیق و به بحث و گفتگو بپردازند

۷-اگر "ایدئولوژی" را "علم شناخت ایده ها " و "مجموعه ای از عقاید،باورها و یا دستورالعمل ها و احکام اجرایی یک شخص یا یک سازمان به منظور ایجاد تغییر و تصرف در اجتماع و ارکان آن در اراده ی نفسانی بشر" بدانیم؛ متاسفانه جشنواره های عروسکی ما فاقد ایدئولوژی و جهانبینی خاص بودند. همین عامل نتیجتا به نبود خروجی منجر شده است. وقتی تمام انرژی و هدف برگزارکنندگان صرفا به برگزاری جشنواره -آنهم با مشکلات مالی-، ختم میشود،نمیتوان انتظار ترسیم ایدئولوژی را داشت. بیشتر مواقع صحبت از لزوم کارهای با کیفیت  و تماشاگرپسند زده میشود ولی هیچ صحبتی درمورد رویکردهای کیفیت بخشی عنوان نمیشود. یکی از ارکان کیفیت بخشی،"حرکت با رویکردهای نوین جهانی نمایش عروسکی" در ایران است. برای این امر ما نیاز به تحقیق و پژوهش و بررسی جشنواره های خارجی و نقد آثارشون داریم. اینجاست که باید و لزوما باید ایدئولوژی و اهداف اندیشه ای برگزاری جشنواره تهران مبارک به جامعه جهانی  شناسانده شود؛ ولی ما به این امر توجه چندانی نداریم و به جرات میتوان گفت که جشنواره تهران مبارک رتبه ی بالایی در جشنواره های بین المللی ندارد . افق نگاه ما به جشنواره تهران مبارک باید جهانی باشد تا شاهد پیشرفت تئاتر عروسکی کشورمان باشیم و آنهم نیازمند تحقیق،پژوهش و ترسیم اندیشه و ایدئولوژی خاص برای اولین جشنواره ی  بین المللی داخلی در ایران است.

۸-تئاتر عروسکی مهجور مانده است. چرا همیشه این جمله همراه ماست. ؟؟ تابحال چقدر درباب مهجور بودنش اندیشه کردیم و قلم به دست گرفتیم. بیشک در این دو دوره و با حضور پرتوان استاد مرضیه برومند،تئاتر عروسکی تاحدودی توانسته کمی از سایه ی مهجور بودن بیرون بیاید؛ ولی این وظیفه ی تک تک هنرمندان عروسکی است که بیشتر و بیشتر عاشقانه تلاش کنند. به عقیده ی من باید به اندازه تولید اجراهای مداوم عروسکی درطول سال که سهم بسزایی در بسط و گسترش تئاتر عروسکی در جامعه برعهده دارد باید برای حضور پرقدرت در مجامع بین المللی عروسکی علاوه بر تولید آثار فاخر، به تولید دانش و ادبیات عروسکی هم بپردازیم. نوشتن نمایشنامه،کتاب نظری،مقاله،نقد و . . .

در پایان تاکید میکنم که توجه بیشتر به تئوری و مبانی نظری عروسکی و تولید دانش عروسکی باید به یکی از وظایفمان تبدیل شود تا بتوانیم این جمله ی همیشگی مهجور ماندگی تئاتر عروسکی را به دالان فراموشی بسپاریم و تئاتر عروسکی ایران جزو بهترین ها در مجامع هنری، چه در بخش نظری و چه در بخش عملی باشد. به امید آنروز.?

مرتضی سعیدیان

استاد عروسکی دانشگاه هنر .

 


نوشته شده توسط:زهرا حیدری - 29 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۱۶
برچسب ها: